ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

305

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

را عذاب كند « . و فرمود : « ايّما مؤمن منع مومنا شيئا ممّا يحتاج إليه و هو يقدر عليه من عنده او من عند غيره ، أقامه اللَّه عزّ و جلّ يوم القيامة مسودّا وجهه ، مزرقة عيناه ، مغلولة يداه إلى عنقه ، فيقال : هذا الخائن الَّذى خان اللَّه و رسوله ، ثمّ يؤمر به إلى النّار « « هر مؤمنى كه مؤمن ديگر را از چيز خود يا ديگرى كه بر آن قدرت دارد منع كند و آن مؤمن به آن نيازمند باشد ، خداى عز و جل در روز قيامت او را در حالى كه رويش سياه و چشمش كبود و دستهايش به گردن بسته باشد باز مىدارد ، پس گفته مىشود : اين است آن خيانتكارى كه به خدا و رسول او خيانت كرده ، سپس فرمان رسد كه او را به جهنّم برند » . و فرمود : « من كانت له دار فاحتاج مومن إلى سكناها ، فمنعه إيّاها ، قال اللَّه تعالى : يا ملائكتى ، أبخل عبدى على عبدى بسكنى الدّار الدّنيا ؟ و عزّتى و جلالى لا يسكن جنّاتى أبدا » « هر كه خانه اى داشته باشد و مؤمنى به سكونت در آن محتاج باشد و از او منع و مضايقه كند ، خداى عز و جل خطاب كند كه : اى فرشتگان من بنده‌ام به بندهء ديگرم از نشستن در خانهء دنيا بخل ورزيد ، به عزت و جلالم سوگند ، هرگز ساكن بهشت من نگردد » . آن حضرت به جمعى كه در محضر او بودند فرمود : « شما را چه افتاده است كه ما را سبك مىشماريد ؟ » مردى از اهل خراسان برخاست و عرض كرد : به خدا پناه مىبريم كه شما يا فرمانى از شما را سبك شماريم . فرمود : « تو يكى از آنهايى كه مرا سبك شمردى » عرض كرد : معاذ اللَّه كه شما را سبك شمرده باشم . فرمود : « واى بر تو آيا فلان شخص را ، در آن وقت كه ما نزديك جحفه بوديم ، نشنيدى كه مىگفت به قدر يك ميل مرا سوار كن كه به خدا قسم خسته شده‌ام ، و تو سر بلند نكردى ( اعتنا نكردى ) و او را استخفاف كردى ، و هر كه مؤمنى را استخفاف كند به ما استخفاف كرده است ، و حرمت خداى عز و جل را ضايع نموده است » . ( 1 )

--> ( 1 ) اين حديث را با « وسائل » : كتاب حج ، باب تحريم استخفاف ، تصحيح كرديم . .